|
افق هاي تازه در صنعت پرورش اردك New tendencies in duck breeding نوشته: C. Larzul ترجمه: قربان الياسي ام البنين پيراهري
مقدمه در صنعت توليد گوشت طيور, گوشت اردك حدود 1/7 درصد توليد را به خود اختصاص داده است كه عمدتا در آسياي شرقي (چين, تايوان و ويتنام) توليد مي شود. به غير از گوشت, محصولات ديگري هم از اردك مانند تخمهاي خوراكي, كبد چرب, كرك و پر بدست مي آيد كه از نظر اقتصادي مهم مي باشند. عمدتا دو جنس Muscovy duck (Cairina moschata), Common duck (Anas platyrynchos) و هيبريد حاصل از آنها پرورش داده مي شود. نتاج حاصل از تلاقي اردك نر مسكويي با اردك ماده معمولي يك هيبريد غيربارور است. در طي 30 سال گذشته توليد اردك آميخته گسترش يافته است و اين امر در تايوان و فرانسه كه از تكنيك تلقيح مصنوعي استفاده مي گردد بسيار متداول گشته است.
توليد مثل صفات توليدمثلي مانند توليد تخمهاي خوراكي و توليد گوشت حيواني بسيار مورد توجه قرار گرفته است. در مورد اول, علاوه بر تعداد تخمهاي توليد شده ساير صفات بايد از لحاظ كيفيت و ماندگاري مورد اندازه گيري قرار گيرند و در مورد دوم عمدتا تمايل به توليد تخمهايي وجود دارد كه قابليت توليد يك موجود زنده را داشته باشند. بنابراين, صفت تعداد تخمهاي قابل جوجه كشي و توليد جوجه اردك مورد توجه مي باشد. در تحقيقات اخير برخي پارامترهاي ژنتيكي صفات مربوط به توليد تخم و توليد جوجه اردك در لاينهاي مختلف اردك معمولي برآورد شده است(6, 12, 13). ولي در اردك مسكويي مطالعه در روي اين صفات كمتر صورت گرفته است(20) و در حال حاضر برخي از مقالات كه صفات توليد مثلي را مرور كرده اند در دسترس مي باشد(34, 35). براي دوري كردن از برخي مشكلات آماري ناشي از محدوده پراكندگي داده ها, از تبديل داده ها استفاده ميشود(4, 22). در توليد جوجه اردك صفات انتخاب شده براي عمل بهگزيني در برخي موارد بصورت نسبت (درصد) مي باشد كه مي توان به باروري، جوجه درآوري و Eclosability اشاره كرد در اين صفات اغلب تبديل Arcsin صورت مي پذيرد و علاوه بر آن تيمارهاي ديگري هم براي افزايش راندمان بهگزيني پيشنهاد شده است. در مرغ تخمگذار دوره فعال تخمگذاري همراه با تعداد كل تخمهاي گذاشته شده, جهت اصلاح نژاد بر اساس تعداد تخم مقايسه شده اند و به نظر مي رسد كه دوره فعال تخمگذاري نسبت به تعداد تخمها, وراثت پذيري بالايي دارد. تعيين ژنتيكي دوره فعال تخمگذاري در غاز توسط Stasko و همكاران(37) مورد بررسي قرار گرفته است كه اخيرا در دو سويه ديگري از غاز همين تحقيق صورت گرفته است(14) در اين تحقيق دوره فعال تخمگذاري نسبت به تعداد تخمها، وراثت پذيري كمتري نشان داده است. در مورد اردك تا كنون هيچ مطالعه اي در زمينه دوره فعال تخمگذاري انجام نشده است. اخيرا در مرغهاي تخمگذار، Eclosability به عنوان يك صفت توصيفي (قابل مشاهده) مورد مطالعه قرار گرفته است در هنگامي كه جوجه ها از تخم بيرون آمدند عدد يك و در موقعي كه جوجه اي از تخم حاصل نشده باشد عدد صفر در نظر گرفته مي شود(8) و اين اجازه مي دهد كه برخي مشكلات تئوري از طريق نسبت حل شود. ولي با وجود اين، پيشرفت هاي بيشتري براي بدست آوردن برآوردهاي واقعي مورد نياز است كه اين روش مي تواند در پرورش اردك بكار گرفته شود تا از اين طريق برخي برآوردهاي ژنتيكي در لاينهاي تخمگذار ساده تر گردد(10). به نظر مي رسد كه ژن موثر بر جوجه درآوري در توليد اردك آميخته در روي كروموزومهاي جنسي قرار گرفته باشد. نسبت نرها به ماده ها در يك گله توليدمثلي موقعيكه 60 درصد را نرها و 40 درصد را ماده ها تشكيل مي دهند نامتعادل است و اين عدم تعادل در هنگاميكه ميزان جوجه كشي پايين است بيشتر محسوس مي باشد. بنابراين وقتيكه جنين در شروع جوجه كشي در نظر گرفته شود نسبت فوق الذكر در نرها و ماده ها وجود دارد. و تعداد جنين هاي ماده كه تنها داراي يك كروموزوم Z مي باشند كمتر است(3). روش ديگر براي بهبود افزايش تعداد جوجه اردكها بهگزيني بر اساس دوره باروري مي باشد در پرندگان پس از تلقيح, ماده ها به مدت چند روز تخم هاي بارور توليد مي كنند و در اردك آخرين تخم بارور گذاشته شده در حدود يك هفته پس از تلقيح مي باشد(34). اما براي كسب ميزان باروري بالا بايد در هر هفته دو بار تلقيح صورت پذيرد. افزايش در طول دوره باروري مي تواند تعداد تلقيح در هفته را كاهش دهد كه در مورد توليد اردكهاي آميخته بسيار موثر مي باشد. يك تحقيق موفق در مورد طول دوره باروري در تايوان صورت گرفت(11, 12). به اين صورت كه پس از هشت نسل انتخاب, حداكثر مدت باروري در لاينهاي انتخاب شده در مقايسه با لاينهاي شاهد 87/2 روز افزايش پيدا كرد. حداكثر مقدار وراثت پذيري مربوط به طول دوره باروري 13/0 تا 2/0 برآورد شده است(6, 32). در تحقيقي ديگر, اين محققين دريافتند كه طول دوره باروري در نژادهاي خالص و آميخته احتمالا تحت تاثير ژنهاي اردك ماده معمولي مي باشد كه با هر دو صفت پيوستگي بالايي را نشان مي دهد. رشد, بازده خوراك و كيفيت گوشت به منظور توليد گوشت, لاينهاي اردك پكني و مسكويي در راستاي بهبود عملكرد صفات رشد, بازده خوراك و تركيب لاشه مورد بهگزيني واقع شده اند(30) اين صفات داراي وراثت پذيري متوسطي هستند به همين دليل بهگزيني براي اين صفات, در هر دو لاين اردك پكني و مسكويي موفقيت آميز خواهد بود(21, 29, 31). تعيين ژنتيكي عملكرد توليدي اردك آميخته كمتر مورد مطالعه قرار گرفته است و از اين اردك فقط براي توليد گوشت استفاده شده است. تحقيقات نشان داده است كه لاين اردك پكني سنگين وزن, جوجه اردك هاي آميخته سنگين تري را توليد مي كند(27). با آناليز دورگ گيري فاكتوريل نشان داده شده كه عملكرد رشد در اردكهاي آميخته توسط اثرات مادري و افزايشي تعيين مي گردد(26, 38). بازده خوراك در لاين پكني ممكن است كه به نتاج حاصل از تلاقي اين اردكها (اردكهاي آميخته) انتقال يابد. اردكهاي آميخته اي كه از تلاقي اردك نژاد پكني با راندمان غذايي بالاتر توليد مي شوند نسبت به اردكهاي آميخته حاصل از تلاقي اردك نژاد پكني با راندمان غذايي پايين تر, داراي بازده غذايي بهتري هستند(25). همبستگي ژنتيكي بين وزن بدن اردك نژاد پكني در 6 هفتگي و وزن بدن اردك نژاد آميخته در همان سن تقريبا يكسان است بنابراين براي بهبود وزن بدن اردك آميخته مي توان از اردك پكني استفاده كرد(23, 24). مطالعات مشابهي بر روي لاينهاي مسكويي براي بدست آوردن روشهاي كارآمدتر در بهبود عملكرد اردك آميخته صورت گرفته است. همانند حيوانات عمده توليد كننده گوشت, نتايج انتخاب براي رشد و بازده خوراك بر روي كيفيت گوشت و لاشه در اردك مورد مطالعه قرار گرفته است. براي مثال, نشان داده شده است كه در اردكهاي مسكويي, انتخاب براي افزايش توليد گوشت و يا كاهش چربي لاشه, مقدار چربي در گوشت سينه را كاهش مي دهد ولي باعث رنگ پذيري گوشت سينه مي گردد(1). انتظار مي رود كه اين نتايج براي كيفيت نواحي چرب دار گوشت نامطلوب باشد. وقتي كه حيواناتي را از يك لاين انتخاب شده با حيوانات شاهد مقايسه مي كنيم ملاحظه مي گردد كه قطر فيبرهاي ماهيچه اي افزايش مي يابد و pH تا حدودي كاهش يافته و مقدار پروتئين بدون تاثير بر ميزان چربي افزايش پيدا مي كند(2). بنابراين, بنظر مي رسد كه انتخاب اردكهاي مسكويي براي رشد, توليد گوشت و چربي دار بودن لاشه بدون تاثير معني داري بر خصوصيات ماهيچه اي امكان پذير است.
رفتار و تامين آسايش در پرورش اردك و ساير حيوانات گوشتي بهبود آسايش حيوان اهميت بسيار زيادي دارد در اين مورد چندين مطالعه براي توصيف رفتار اردك تحت سيستم هاي مختلف پرورشي و تعيين ميزان تاثير عوامل استرس زا انجام گرفته است(18, 19, 33) در كشور فرانسه مطالعات زيادي بر روي سطح توليد اردك نژاد آميخته و تغذيه بيش از اندازه آن انجام گرفته است و به عنوان اولين قدم نشان داده شده است كه عادت دادن اين حيوان, رفتار آن را تغيير مي دهد(16, 17). مطالعات براي فهم تعيين ژنتيكي رفتار اردك آميخته با مقايسه اردكهاي آميخته با حيواناتي مانند لاين اردكهاي پكني و مسكويي انجام شده است. در مرحله دوم هيچ نوع مدركي مبني بر اينكه تغذيه اجباري يك عامل استرسي حاد و مزمن در اردكهاي آميخته باشد تحت شرايط آزمايشگاهي اين محققان بدست نيامد ولي با وجود اين جنبه هاي عصبي¬ و فيزيولوژيكي حاصل از تغذيه اجباري تحت مطالعه است(36). تا كنون هيچ علايم محسوسي در تغذيه اجباري اردكهاي آميخته مشاهده نشده است. اختلالات پا عمدتا توليد گوشت در طيور را تحت تاثير قرار مي دهد و در اثر دردي كه حيوان تحمل مي كند ميزان توليد گوشت كاهش مي يابد. در اردكهاي مسكويي تعيين ژنتيكي مستعد بودن براي اختلالات پا داراي وراثت پذيري 25/0 تا 3/0 مي باشد و همبستگي مستعد بودن به اختلالات پا با صفات رشد و توليد گوشت به ترتيب 50/0- و 57/0- برآورد شده است كه انتخاب بر عليه اختلالات پا بايد در جهت افزايش آسايش حيوان صورت پذيرد(8, 9).
ژنتيك مولكولي در سالهاي اخير ژنوم اردك تا حدودي مورد مطالعه قرار گرفته است در حاليكه در ژنوم مرغ پيشرفتهاي بسياري حاصل شده و چندين مكان ژني براي صفات كمي (Quantitative trait loci) در جمعيت هاي مرغ پيدا شده است. براي بهره برداري از نتايج بدست آمده در ژنوم مرغ, مطالعات مقايسه اي ژنومي براي گسترش تطابق ژنوم مرغ و ساير ماكيان نظير اردك انجام شده است(15). نشان داده شده است كه كاريوتيپ ماكيان از يك گونه به گونه ديگر بسيار ثابت مي باشد بنابراين براي يافتن مكانهاي ژني صفات كمي و حتي ژنهاي موثر بر صفات توليدي بهتر است كه نواحي محدودي از ژنوم اردك, بر اساس اطلاعات حاصل از ژنوم مرغ با بكارگيري تعداد زيادي از ماركرهاي مولكولي مورد كاوش قرار گيرد. نشانگرهاي مولكولي مورد استفاده در ژنوم اردك گسترش پيدا كرده اند و برخي از ماركرهاي ريزماهواره براي تعيين تنوع ژنتيكي بين لاينهاي اردك اهلي و جمعيتهاي اردك وحشي بكار گرفته شده است(7, 28, 39). و در اين ميان تحقيقي هم بر روي طول دوره باروري با استفاده از نشانگرهاي AFLP صورت گرفته است(12). براي مطالعه مكانهاي ژني موثر بر صفات كمي (QTL) تعداد زيادي از نشانگرهاي مولكولي مورد نياز است با اين حال استفاده از نشانگرهاي مولكولي در صنعت پرورش اردك در كشورهايي نظير فرانسه به سرعت در حال پيشرفت مي باشد.
منابع
1) Baëza E., de Carville H., Salichon M.R., Marche G., Leclercq B. (1997) Br. Poult. Sci. 38: 359-365. 2) Baëza E., Dessay C., Wacrenier N., Marché G., Listrat A. (2001) 4èmes Journ. Rech. Avic., 27-29 March 2001, Nantes, France, 304. 3) Batellier F., Marchal F., Scheller M.F., Gautron J., Seillier N., Taouis M., Monbrun C.,Vignal A., Retailleau B., Brillard J. P. (2002) 5èmes Journ. Rech. Palm. Foie Gras, 9-10 October 2002, France 4) Besbes B. (1993) Thèse de doctorat, INAP-G, 285p. 5) Brun J.M., Larzul C. (2002) Brit. Poultry Sci., submitted 6) Brun J.M., Sellier N., Brillard J.P., Garreau H., Batellier F., Rouvier R. (2000) 4èmes Journ.Rech. Palm. Foie Gras, 4-5 October 2000, France, 21-24. 7) Burt D.W., Paton I.R. Martin D., Wilson B. (1999) 1st World Waterfowl Conference, 1-4 December 1999, Taiwan, 70-75. 8) Chapuis H., Le Bihan-Duval E., Beaumont C. (2001) 4èmes Journ. Rech. Avic., 27-29 March 2001, Nantes, France, 393-396. 9) Chapuis H., Le Bihan-Duval E., Beaumont C., Leterrier C., Retailleau B. (1999) 3ème Journ. Rech. Avic., 23-25 March 1999, St Malo, France. 10) Chapuis H., Le Bihan-Duval E., Beaumont C., Leterrier C., Retailleau B. (2001) 4th Journ. Rech. Avic., 27-29 March 2001, Nantes, France, 389-392. 11) Cheng Y.S. (1995) Thèse de Doctorat, INPT, France. 12) Cheng Y.S., Rouvier R., Hu Y.H., Tai J.L.L., Tai C. (2002) 7th World Congress on Genetic Applied to Livestock Production, 19-23 August 2002, Montpellier, France. 13) Cheng Y.S., Rouvier R., Poivey J.P., Tai C. (1995) Genet. Sel. Evol. 27: 459-472 14) Delaunay I (2000) Rapport de stage INAPG, 41p. 15) Fillon V., Vignoles M., Garrigues A., Crooijmans R., Groenen M., Séguéla A., Gellin J., Vignal A. (2001) 4ème Journ. Rech. Avic., 27-29 March 2001, Nantes, France, 365-368. 16) Guéméné D., Guy G., Gobin E., Doussan I., Gouraud P., Faure J.M. (2001) Int. Workshop on Waterfowl, November 13-15 2001, Halle/Wermsdof, Germany. 17) Guéméné D., Guy G., Noirault J., Garreau-Mills M., Gouraud P., Faure J.M. (2001) Br. Poult. Sci. 42: 650-657. 18) Henderson J.V., Lines J.A., Wathes C.M., White R.P., Nicol C.J. (2001) Br. Poult. Sci. 42:439-448. 19) Henderson J.V., Nicol C.J., Lines J.A., White R.P., Wathes C.M. (2001) Br. Poult. Sci. 42:433-438. 20) Hu Y.H., Poivey J.P., Rouvier R., Liu S.C., Tai C. (2002) Br. Poult. Sci., submitted 21) Hu Y.H., Poivey J.P., Rouvier R., Wang C.T., Tai C. (1999) Br. Poult. Sci., 40: 605-612. 22) Ibe S.E., Hill W.G. (1988) J. Anim. Breed. Genet. 105:231-240. 23) Larzul C. (2002) 7th World Congress on Genetic Applied to Livestock Production, 19-23 August 2002, Montpellier, France. 24) Larzul C. (2002) 5èmes Journ. Rech. Palm. Foie Gras, October 9-10 2002, Pau, France. 25) Larzul C., Guy G., Bernadet M.D. (2001) Int. Workshop on Waterfowl, November 13-15 2001, Halle/Wermsdof, Germany. 26) Larzul C., Imbert B., Rémingnon H. Bernadet M.D., Guy G. (2002) 5èmes Journ. Rech. Palm. Foie Gras, October 9-10 20002, Pau, France. 27) Larzul C., Rouvier R., Guy G. Rousselot-Pailley D. (1999) 1st World Waterfowl Conference, 1-4 December 1999, Taiwan, 122-127. 28) Maak S., Neumann K., Lengerken G. Von, Gatterman R. (1999) 1st World Waterfowl Conference, 1-4 december 1999, Taiwan, 76-82. 29) Mignon-Grasteau S., Beaumont C., Poivey J.P., de Rochambeau H. (1998) Genet. Sel. Evol. 30: 481-492. 30) Pingel H. (1990) In Poultry Breeding and Genetics eds R.D Crawford, Elsevier, Amsterdam, Netherlands. 31) Pingel H. (2001) Int. Workshop on Waterfowl, November 13-15 2001, Halle/Wermsdof, Germany. 32) Poivey J.P., Cheng Y.S., Rouvier R., Tai C., Wang C.T., Liu H.L. (2002) Poult. Sci., 80: 703-709. 33) Reiter K. (1997) Arch. Geflügelk. 61: 149-161. 34) Rouvier R. (1999) 1st World Waterfowl Conference, 1-4 December 1999, Taiwan, 1-18. 35) Rouvier R., Brun J.M., Larzul C. (2000) 4èmes Journ. Rech. Palm. Foie Gras, 4-5 October 2000, France, 25-28. 36) Serviere J., Schirar A., Guy G., Guémené D. (2001) 5ème colloque de la société des neuriosciences, may 28-31 2001, Toulouse, France. 37) Stasko J., Grom A., Benkova (1980) Breeding and Geese Production, Torun and Koduda Wielka, 11-13 September 1979, 40-49. 38) Tai C., Rouvier R. (1998) Genet Sel. Evol. 30:163-170. 39) Williams C.L., Brust R.C., Rhodes O.E. (2002) Condor 104: 2
|