|
معرفي اجمالي برخي از حوزههاي كمتر توجه شدة بيوتكنولوژي در كشور و ريشهيابي علل اين رويكرد
اگرچه سابقة فعاليت در عرصة بيوتكنولوژي نوين در كشور به بيش از دو دهه ميرسد و در اين مدت اقداماتي نيز براي بهرهگيري از اين فناوري انجام شده است، اما بايد بررسي شود كه اين اقدامات تا چه ميزان بر مبناي نيازها و مزيتهاي نسبي كشور بودهاند.از آنجاييكه بيوتكنولوژي يك فناوري است تا علم، بنابراين تأكيد مطلب حاضر بر توان توليد و صنعتي كردن حوزههاي ذكر شده است تا انجام تحقيقات بنيادي و توليد علم؛ چراكه در برخي از مواردي كه با نام حوزههاي كمتر توجه شده در ذيل معرفي شدهاند، سابقة تحقيقات حتي به اوايل دهة پنجاه شمسي برميگردد، اما نشاني از آنها در صنعت و بازار يافت نميشود:
1- استفاده از بيوتكنولوژي در صنعت دامپروري امروزه از روشهاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي، در صنايع پرورش دام، طيور و آبزيان به منظور اصلاح نژاد، افزايش كمي و كيفي محصول و مقابله با بيماريها بهطور گستردهاي بهرهگيري ميشود. ايران نيز به لحاظ دامپروري و توليد فرآوردههاي دامي داراي مزاياي نسبي فراواني است؛ به طوريكه تقريباً تمام دامهاي ارزشمند، در ايران قابل پرورش و نگهداري هستند. اين مزيت، صنعت توليد دام و فرآوردههاي آن را در كشور در زمرة صنايع پردرآمد و مهم قرار داده است. در اين بين، بيوتكنولوژي با توجه به كاربردهاي وسيع آن، ميتواند در توسعه و ارتقاي صنعت مذكور نقش بهسزايي ايفا نمايد.
اهميت اقتصاديطبق آمارهاي رسمي، سهم بخش كشاورزي كشور از توليد ناخالص ملي حدود 25 درصد است كه از اين ميزان، 45 درصد مربوط به دامپروري است. با اين تفسير، حدود 11 درصد از توليد ناخالص ملي از دامپروري تأمين ميشود؛ ضمن اينكه، صنعت دامپروري بهدليل گستردگي، از اشتغالزايي بسيار بالايي نيز برخوردار است. از لحاظ تعداد دام نيز، حدود 7 تا 8 ميليون رأس گاو و 70 تا 80 ميليون رأس گوسفند و بز در كشور وجود دارد. علاوه بر اين، سالانه حدود 800 ميليون تا يك ميليارد قطعه مرغ در كشور توليد ميشود. سهم توليدات اين ميزان دام و طيور در كشور با احتساب فرآوردههاي آنها در حدود 7 تا 8 ميليارد دلار ميباشد كه رقم قابل توجهي را در مقايسه با درآمدهاي نفتي تشكيل ميدهد. بنابراين، حوزة دامپروري، بدون شك يكي از مهمترين بخشهاي اقتصادي و قابل توجه در كشور ميباشد. البته چنانچه به نقش اين حوزه، در تأمين بخش عمدهاي از نيازهاي غذايي و پروتئيني كشور نيز اشاره شود، اهميت استراتژيك آن در حفظ استقلال ملي نيز روشن خواهد شد. بنابراين، اگر به كمك بيوتكنولوژي و روشهاي بهنژادي، بتوان بازده و بهرهوري اين صنعت را افزايش داد، سود كلاني نصيب توليدكنندگان، مصرفكنندگان و اقتصاد ملي خواهد شد. دامپزشكي و بهداشت دام نيز از ديگر حوزههاي مهم بيوتكنولوژي دام، طيور و آبزيان محسوب ميشود. طبق آمارهاي موجود جهاني، در سال 2003 سهم بيوتكنولوژي از محصولات و خدمات بهداشت و درمان دام معادل 8/2 ميليارد دلار از مجموع 18 ميليارد دلار كل هزينههاي اين بخش بوده است. پيشبيني ميشود اين رقم در سال 2005 به 1/5 ميليارد دلار از مجموع 23 ميليارد دلار برسد كه نشاندهندة افزايش سهم بيوتكنولوژي از كل بازار مذكور است. بهطور كلي، مهمترين موارد كاربردي بيوتكنولوژي در حوزة دام، طيور و آبزيان عبارتند از: - توليد واكسنها و داروهاي حيواني - توليد كيتهاي تشخيصي (براي تشخيص بيماريها، خصوصيات مهم جانوري، تشخيص پيش از تولد و غيره) - انتخاب بر اساس ماركر - بهنژادي به كمك بيوتكنولوژي - ايجاد بانكهاي ژن جانوري - توليد حيوانات تراريخته - كلونينگ به نظر ميرسد سه مورد نخست از موارد فوق با توجه به نيروهاي انساني، مؤسسات تحقيقاتي و توليدي موجود كشور از امكانپذيري بيشتري برخوردار بوده و لذا ميتوان توجه بيشتري به اين حوزهها معطوف داشت. بهعنوان مثال، با استفاده از تكنيك انتخاب بر اساس ماركر ميتوان در بدو تولد تشخيص داد كه يك دام دوقلوزا هست يا خير. در صورت اطلاع از اين موضوع، ميتوان از دامهاي دوقلوزا در ازدياد نسل و از ساير دامها در توليد فرآوردههاي ديگر استفاده كرد. در اينصورت، به جاي تحميل 50 ميليون گوسفند به مراتع كشور كه در نهايت منجر به توليد 30 ميليون بره شوند، ميتوان با 20 ميليون گوسفند به اين بازدهي دست يافت و فشار بر مراتع را تا حد زيادي كاهش داد. تأثير بيوتكنولوژي بر مراتع كشور نيز در بند
|