|
كاربرد بيوتكنولوژي در بخش جنگل
جنگلها، سرمايههاي ملي هر كشور محسوب ميشوند كه حفاظت و استفادة صحيح از آنها، علاوه بر ثروتآفريني، بقاي محيطزيست را نيز تضمين مينمايد. در مطلب زير، راهكارهاي بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة مناسب از اين سرمايههاي ملي، ذكر گرديده است:
مقدمه حدود 30 درصد از سطح كرة زمين بهوسيلة جنگلها پوشيده شده است كه 25 درصد از آن در قارة اروپا و فدراسيون روسيه و بقيه در ساير نقاط جهان قرار دارند (كل مساحت جنگلهاي دنيا تقريبا 9/3 ميليارد هكتار است). جنگلها و مراتع از حيث تأمين مواد غذايي جامعه، مصنوعات چوبي، محصولات كاغذي، تأمين تعداد زيادي از مايحتاج عمومي جامعه، جلوگيري از فرسايش و از بين رفتن خاك و حفظ آب و نزولات آسماني، نقش مهمي را در اكوسيستمهاي طبيعي ايفا مينمايند. بنابراين تلاش براي جلوگيري از نابودي اين منابع براي حفظ حيات انسان و همچنين كسب درآمد از اين منابع طبيعي، از اهميت حياتي برخوردار است.
بهكارگيري بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة بهينه از جنگلها بهطور كلي، بيوتكنولوژي از طرق زير ميتواند در زمينة حفظ و بهرهبرداري بهينه از جنگلها و مراتع مفيد واقع شود:
1- كشت سلول و بافت
با استفاده از روشهاي كشت بافت ميتوان گونههاي درختان جنگلي در معرض انقراض را كه در شرايط طبيعي قادر به تكثير نيستند، از نابودي نجات داد. براي حفظ اين گونهها، بيوتكنولوژي با هدف تكثير انبوه در شرايط كنترل شدة آزمايشگاه و سپس كشت آنها در عرصههاي طبيعي، نقش حياتي در حفظ گونههاي جنگلي در حال زوال ايفا ميكند. در حال حاضر در شمال كشور گونههايي مانند نارون، هزار، زبانگنجشك و نيز گونههايي از درختان جنگلهاي زاگرس با اين مشكل مواجه هستند كه براي جلوگيري از انقراض آنها ميتوان از روشهاي بيوتكنولوژي استفاده كرد. يكي ديگر از موارد استفاده از تكنيك كشت بافت در بخش جنگل، كوتاه كردن دوره تجديد نسل درختان جنگلي و همچنين كوتاه كردن زمان مورد نياز براي دستيابي به پايداري فنوتيپي در درختان جنگلي ميباشد.
2- نشانگرهاي مولكولي
2-1- شناسايي سريع و به موقع ژنوتيپها
در بررسي گونهها و ژنوتيپها در برنامههاي اصلاحي درختان جنگلي و غيرجنگلي، شناسايي و تمايز سريع بين مواد تحت بررسي، مدت زمان لازم براي انتخاب و اصلاح اين گونهها را بهطور چشمگيري كاهش داده و موجب تسريع فرآيند اصلاح ميشود. بررسي ضايعات و خصوصيات درختان جنگلي با نشانگرهاي فنوتيپي به دهها سال وقت نياز است كه اين باعث كندي كار ميشود و زمان دستيابي به نتايج را طولاني ميكند. كاربرد روشهاي بيوتكنولوژي، بهويژه نشانگرهاي مولكولي مانند RFLP و AFLP، راهحل مناسبي براي تسريع اصلاح گونههاي جنگلي و كاهش مدت زمان بررسي نتايج حاصل از كارهاي اصلاحي است. كاربرد روشهاي مولكولي، امكان شناسايي و ارزيابي در اولين مراحل رشد گياه را فراهم ميكند و زمان لازم براي رسيدن به اطلاعات مورد نياز را به حداقل ميرساند.
2-2- انتخاب بر اساس نشانگر بهمنظور بهبود كمي و كيفي فرآوردههاي جنگلي مهمترين عواملي كه انجام برنامههاي اصلاح درختان جنگلي را به شيوة سنتي محدود ميسازد عبارتند از: الف) زمان بر بودن (طولاني بودن نسلها در گياهان جنگلي) ب) نبود دانش كافي در مورد روابط بين ساختارهاي ژنوتيپي و فنوتيپي درختان در يك زمان واحد ج) وجود مشكلات زياد در كنترل فرآيند انتخاب در مورد گياهاني با گردهافشاني باز. بايد توجه داشت كه نميتوان بر اساس خصوصيات ظاهري در مراحل اوليه رشد درختان، خصوصيات درختان بالغ را پيشبيني كرد و بنابراين ارزيابي كامل به روشي سنتي به زمان زيادي نياز است.
2-3- كاربرد نشانگرها در استفادة صنعتي از جنگلها
سرعت رشد و فرم درخت در جنگلهاي صنعتي، تعيينكننده ارزش و بازده اقتصادي آن است. اصلاح و توليد درختان با سرعت رشد زياد و فرم متناسب، بهمنظور استفادة بهينه از منابع جنگلي، از اولويت خاصي برخوردار است و موجب افزايش بازده اقتصادي جنگلهاي موجود خواهد بود. افزايش<
|