|
توانمنديها و كاربردهاي بيوتكنولوژي دام در كشور(ديدگاه دكتر نجاتي)
ايران به لحاظ دامپروري و توليد فرآوردههاي دامي داراي مزيت نسبي است؛ به طوريكه تقريباً تمام دامهاي ارزشمند، در ايران قابل پرورش و نگهداري هستند. اين مزيت، صنعت توليد دام و فرآوردههاي آن را در كشور در زمرة صنايع پردرآمد و مهم قرار داده است. در اين بين بيوتكنولوژي با توجه به كاربردهاي وسيع آن ميتواند در پيشبرد و ارتقاي صنعت مذكور نقش بهسزايي ايفا نمايد. دكتر نجاتي، عضو هيئت علمي مؤسسه تحقيقات علوم دامي كشور، در گفتگو با گروه بيوتكنولوژي شبكة تحليلگران تكنولوژي ايران، قابليتهاي بيوتكنولوژي دام در كشور را چنين عنوان نمود:
مسير تكامل بيوتكنولوژي در دو برهة زماني قابل بررسي است: 1- بيوتكنولوژي سنتي كه از ديرباز در زندگي بشر تأثيرگذار بوده و مورد استفاده قرار ميگرفته است. روشهايي مانند توليد ماست، پنير، خمير، الكل و غيره در اين دسته قرار ميگيرند. 2- بيوتكنولوژي نوين كه با عنايت به پيشرفتهاي علم ژنتيك و روشهاي مولكولي به وقوع پيوست و در آينده با زندگي بشر بيشتر عجين خواهد شد. ماركرهاي مولكولي، مهندسي ژنتيك، كشت بافت و جنين، تكنولوژي DNA نوتركيب و غيره، جنبههاي مختلف بيوتكنولوژي نوين هستند كه بر سلامتي، تغذيه و محيط زيست نوع بشر تأثيرگذار هستند.
بيوتكنولوژي نوين در ايران در مراحل ابتدايي خود قرار دارد؛ بهويژه بيوتكنولوژي دام كه جوانتر از همتايان خود در بخش گياهي و پزشكي است. در واقع، در حوزة كشاورزي، بيوتكنولوژي دام تحتالشعاع بيوتكنولوژي گياهي قرار گرفته است. هر چند بخش گياهي بيوتكنولوژي در جاي خود حايز اهميت است، اما قابليتهاي بيوتكنولوژي دام در كشور نيز در حدي هست كه بتواند مورد توجه ويژه قرار گيرد.
اهميت اقتصادي دامپروري در كشور
طبق آمارهاي رسمي، سهم بخش كشاورزي از توليد ناخالص ملي حدود 25 درصد است كه از اين ميزان، 45 درصد مربوط به دامپروري است. با اين تفسير، حدود 11 درصد از توليد ناخالص ملي از دامپروري تأمين ميشود؛ ضمن اينكه از سطح اشتغالزايي بسيار بالايي نيز برخوردار است.
اگر بخواهيم به جزئيات دامپروري در كشور اشاره نماييم، بايد اضافه كرد كه حدود 7 تا 8 ميليون رأس گاو و 70 تا 80 ميليون رأس گوسفند و بز در كشور وجود دارد. در كنار اين، سالانه حدود 800 ميليون تا يك ميليارد قطعه مرغ در كشور توليد ميشود. سهم توليدات اين ميزان دام و طيور با احتساب فرآوردههاي آنها در حدود 7 تا 8 ميليارد دلار ميباشد كه رقم قابل رقابتي با درآمدهاي نفتي است.
حال اگر به كمك فناوري زيستي بتوان بازدهي و بهرهوري اين صنعت را افزايش داد، سود كلاني نصيب توليدكنندگان، متخصصين امر و كشور خواهد شد. بهعنوان مثال، سالانه حدود يك ميليارد دلار، واردات "دان طيور" است. حال اگر يك محقق يا مؤسسه تحقيقاتي بتواند 20 درصد در مصرف دان كشور صرفهجويي نمايد كه قابل انجام است، سالانه مبلغ 200 ميليون دلار صرفهجويي ارزي در بر خواهد داشت.
يا بهعنوان مثال ديگر، ميزان توليد شير در كشور سالانه معادل 5 ميليون تن است. حال اگر بتوان توليد شير گاوها را 5 درصد افزايش داد كه اين نيز قابل انجام است، سالانه 250 هزار تن توليد شير كشور افزايش مييابد كه ارزش آن معادل 50 ميليارد تومان است.
مثالهايي از اين قبيل در صنعت دامپروري و توليد فرآوردههاي دامي بسيار است، اما بايد بتوانيم راهكارهاي بهبود چنين سيستمهايي را بيابيم و بهكار گيريم. مطمئناً فناوري زيستي ميتواند در بهينهسازي و ارتقاي روشهاي توليد و كسب ثروت، موفقيت زيادي ايجاد نمايد. جهت تبيين اين موضوع، در ادامه چند مثال از قابليتها و كاربردهاي بيوتكنولوژي در دامپروري كشور ارايه شده است:
موارد عملي كاربرد بيوتكنولوژي دام و آبزيان
1- اصلاح و بهنژادي دامها
امروزه بيوتكنولوژي به عنوان يك ابزار قدرتمند در اختيار "بهنژادگران دام" قرار دارد. تكنيكهاي نوين بيوتكنولوژي و تلفيق آنها با روشهاي كلاسيك بهنژادي، ميتواند سرعت، دقت و هزينة اصلاح دام را بهبود بخشد. اين فنون از قبيل همسانهسازي (Cloning)، توليد حيوانات تراريخته، انتخاب بر اساس ماركرها (Marker Assisted Selection)، تعيين تنوع گونهها و نژادها و غيره<
|