عوامل عفوني ايجاد كننده سقط جنين در ميشها
سقط جنين عارضه اي است كه دام ماده قادر به نگهداري جنين نبوده و ان را از بدن دفع مي نمايد و در اين ارتباط عوامل عفوني و غير عفوني مي توانند مننجر به سقط جنين گردند . از جمله عوامل عفوني ايجاد كننده سقط جنين, كامپيلوباكترفتوس (ويبريو فتوس) كلاميديا پستيس (عامل سقط جنين آنزئوتيك , لپتوسپيروز, بروسلوز ( گونه بروسلا اوويس , عامل ايجاد كننده تورم اپيديديم در قوچها ) تب كيو, بوردر ديزيزوبلو تانگ و از عوامل غير عفوني مي توان ضربه و ضغطه كمبودهاي تغذيه اي و مسموميت حاصله از گياهان سمي را نام برد.
شيوع سقط جنين هايي كه تا 3 هفته اول آبستني رخ مي دهند اغلب به دليل كمبودهاي مواد غذايي و يا ناشي از استرس است كه معمولاًتا ميزان 25 درصد مي رسد سقط جنين هايي كه بيش از ميزان 5/1 الي 2 و حتي 5 درصد عادي بوده و چنانچه اين ميزان به حدود 20 الي 30 درصد برسد و اقدام بهداشتي لازم در مورد آن صورت نگيرد مي تواند تا ميزان 80درصد پيشرفت نمايد كه از اين نظر باعث خسارات اقتصادي و بهداشتي در دامداري مي گردد.
كمپيلوباكتريوزيس CAMPILOBACTERIOSIS
عامل بيماري باكتري ويرگولي شكلي است به نام كامپيلوباكترفتوس كه قبلا ويبريوفتوس ناميده مي شد و علت ويبريوني سقط جنين گوسفند با گاو فرق مي كند .
انتقال بيماري از طريق خوردن مواد آلوده به ترشحات جنين سقط شده مي باشد.
نشانه هاي بيماري : عارضه سقط جنين در 6 الي 8 هفتگي دوره ابستني و نيز تلف شدن بره هاي تازه متولد شده از نشانه هاي بارز اين بيماري باكتريايي مي باشد . بيماري در دامداري شديدا مسري بوده و دام مبتلا پس از بهبودي ممكن است براي هميشه ناقل بماند .
 تشخيص آزمايشگاهي
تهيه لام از محتويات شيردان جنين و كشت از محتويات شيردان جنين
 كنترل و درمان:
دامهايي كه سقط نمودند بايستي سريعاًاز ساير دامها جدا شده و سپس حذف شوند زيرا امكان دارد ناقل باقي بمانند.
بره هاي زنده متولد شده بايد حذف شوند.
درمان ساير دامهاي گله توسط تتراسيكلين انجام گيرد.
 
توكسو پلاسموزيس TOXOPLASMOSIS
عامل بيماري,انگلي پروتوزوايي است به نام توكسوپلاسما گنده اي كه در سلولهاي اپي تليال روده دام آلوده زندگي مي كند . بيماري توكسو پلاسموز قابل سرايت به انسان مي باشد.
راه انتقال
از طريق خوردن مواد غذايي و آب آلوده به اووسيت انگل كه از طريق مدفوع گربه دفع شده است.
تماس مستقيم دام با مواد آلوده به ترشحات جنين سقط شده  
نشانه هاي بيماري
عارضه سقط جنين در هر مرحله اي از دوران آبستني مي تواند رخ دهد و ميزان شيوع آن ممكن است تا 80درصد برسد اگر آلودگي در ابتداي دوره آبستني باشد موجب جذب و مرگ جنين مي شود و اگر آلودگي در اواخر آبستني باشد باعث سقط جنين مرده زايي و يا تولد بره هاي ضعيف مي گردد.
تشخيص :
آزمايش فلورسنت انتي بادي مواد كوتيلدونها
آزمايش مايعات جنيني با استفاده از تست اگلوتيناسيون لاتكس
آزمايش هيستوپاتولوژيكي بافتهاي جنين مانند: مغز,شش , كبد , قلب , كليه , طحال
كنترل :
جلوگيري از ورود گربه ها به انبار غلات , آبشخوار و انبار علوفه
انهدام فوري مواد آلوده به ترشحات جنين سقط شده
كنترل جوندگان و پرندگان از نظر كاستن مخازن عفوني
اجتناب از نوشيدن شير دامهاي آلوده به ويژه توسط زنان آبستن و اطفال.
كلاميديوز CHLAMYDIOSE
پسيتاكوزيس لنفوگرائولوم PSITTACOSIS LYM PHOGRANULOMA VENEREUM
مياگاوانلار MIYAGAWANELLA و بدسوني BEDSONIA
باكتريهايي هستند كه فقط در سلولهاي زنده مي توانند رشد و تكثير كنند و از اين جهت از ساير باكتريها متمايزاند .
تاكنون 2 گ ونه از كلاميدياها را شناسايي كرده اند كلاميدياتراكو ماتيس (CH. Trachomatis) كه انسان را نيز آلوده مي سازد و ديگري كلاميدياپسيتاسي (CH.Psittaci) كه فقط دامها را آلوده مي سازد . گونه اخير مي تواند با ساير بيماريها از قبيل كراتوكونژنكتيويت (kratoconjunctivitis), ارتريت (arthritis) و پنوموني (pneumonia) همراه بوده ولي به ندرت در يك گله تواما ديده مي شود .در سال 1950 براي اولين بار سقط جنين حاصل از كلاميد يا به نام سقط انزوئوتيك (abortion enzootic) در اسكاتلند معرفي شد و سپس در سال 1958 در ايالات متحده و آنگاه در سال 1976 در آلبرتا و بالاخره در سال 1977 در اونتاريو گزارش شد. ميزان آلودگي كلاميديايي در بز و گوسفند تقريبا يكسان گزارش مي شود .
نشانه هاي درمانگاهي
از علايم اين بي