دانش بيوتكنولوژي به عنوان عظيم ترين منبع تكنولوژي بشر در قرن فعلي مطرح بوده و آن را انقلاب سبز نويني براي غلبه بر فقر و گرسنگي ناميدهاند.حاميان بيوتكنولوژي، معتقدند چنانچه روند فعلي رشد جمعيتادامه يابد، به يقين نسلهاي آينده بشري با كمبود مواد غذايي و فقر، روبرو خواهند شد. بنابراين بايستي روشهاي مهندسي ژنتيك و اصلاحگياهان زراعي پربازده در دستور كار كشورها قرار گيرد. روشهاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي گياهي ميتواند، گونههايي از محصولاتجديد را، حتي در خاكهاي نامرغوب و نا مساعد پرورش دهد همچنين بذرهاي مقاوم به ويروس و فات گياهي ميتوانند، كاربرد سموم و موادشيميايي را محدود ساخته و بازدهي محصولات را فزايش بخشند.
 
به كارگيري بيوتكنولوژي نوين در كشاورزي منجر به توليد فرآوردههاي با كيفيت بهتر، كاهش هزينه توليد آن و توليد فرآوردههايي باارزش فزوده بيشتر ميگردد. به همين دليل، امروزه فعاليتهايگستردهاي در بخش بيوتكنولوژي براي تبديل تحقيقات پايهاي بهكاربردي و توسعهاي (تجاري) در حال شكلگيري است . به كارگيري روشها و فنون مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي در كشتسلول و بفت گياهان به ويژه گياهاني كه از جنبه اقتصادي و غذايي اهميت فوقالعادهاي دارند، بسيار ارزشمند است. چرا كه در مقايسه با شيوههاي كشت و تكثير معمولي از اين روش ميتوان با هزينهاي بسيار كمتر وسرعت عمل بيشتري به دودمانهاي خالص سلولي و انتخاب سالم ترين بفت گياهي با بازده كمي و كيفي چشمگيري نائل شد. با به كارگيري بيوتكنولوژي ميتوان گياهي را توليد كرد كه به عواملي همچون سرما، گرما، رطوبت، خشكي، املاح، حشرات، فات ويروسها و ساير عواملبيماري زا مقاوم باشند و علاوه برآن در مقايسه با موجود طبيعي، مجهز به مكانيسمهاي دفاعي اضفي باشند. اين عوامل قرنها است كه كشاورزان را آزار داده و لطمات بيشمار اقتصادي وارد كرده است.بيوتكنولوژي كاربردهاي اميدوار كننده بسياري دارد، اما نه يك راه حل عمومي و نه جايگزيني براي روشهاي موجود است، بلكه يك روشكمكي براي حل مشكلات كشاورزي است. نمونههاي فراواني ازكاربردهاي بيوتكنولوژي در كشاورزي امروز وجود دارد كه برخي ازنمونهها در ذيل اشاره ميگردد:
كرم اگروتيس (شبپره زمستاني) يكي از حشرات آسيب رساننده بهغلات است كه معمولا به وسيله حشرهكشها با آن مبارزه ميشود. باكتري با سيلوس تورژين سيس پروتئيني توليد ميكند كه كشنده حشره فوقاست ولي اين باكتري با غلات همزيستي ندارد .  بيوتكنولوژيستها برايحل اين مشكل ژن پروتئين توليدي اين باكتري را به باكتري پسودوموناس فلوئورسنس  كه در خاك وجود داشته است و با سوياهمزيستي دارد انتقال دادند و سپس با وارد كردن اين باكتري به خاكمحل كشت غلات، حشره فوق را كنترل نموده و صدمات ناشي از آن راكاهش دادند. اين مثال نمونهاي از كاربرد علم بيوتكنولوژي در كنترلحشرات و فات محسوب ميشود.از فنآوري بيوتكنولوژي در كنترل عل?هاي هرز نيز استفاده گرديده است.
 
براي نمونه بسياري از علفكشها به دليل حضور مادهاي بنام گيلفوسيت  در عل?كش رانداپ  كه تأثير منفي بر فعاليتهاي آنزيمي حبوبات دارد، در مزارع حبوبات قابل استفاده نيست.بيوتكنولوژيستها توانستهاند با انتقال ژن مقاومت به گليفوسيت (كه آنرا در نوعي باكتري به نام سالمونلا فلاتيفي موريوم يفتهاند) به گياهانزراعي، واريتههاي جديدي از ذرت، پنبه و تنباكوي مقاوم به عل?كشهارا توليد نمايند.
استفاده از بيوتكنولوژي درگياهان زراعي در فزايش كيفي گياهانزراعي نيز مؤثر بوده است، به طوري كه گياهان تراريخته  كه از طريق بيوتكنولوژي به دست آمدهاند نسبت به ارقام قديمي توليد بيشتري داشتهاند كه اين فزايش بهرهوري به دليل عواملي چون تحمل بهخشكي، مقاومت به حشرات، بيماريها و قدرت رقابت بيشتر با عل?هاي هرز بوده است. همچنين بيوتكنولوژيستها موفق شدهاند مكانيسمي كه موجب نرمشدگي و فساد ميوههايي چون گوجه فرنگي ميشود را با استفا