|
قرباني غلام رضا*,نيك خواه اكبر * گروه علوم دامي، دانشکده کشاورزي، دانشگاه صنعتي اصفهان، جمهوري اسلامي ايران از 14 گاوداري استان اصفهان، نمونه هايي از سبوس گندم و تفاله چغندر تهيه شد که به عنوان منابع فيبري علوفه اي غير علوفه اي که در تغذيه نشخوارکنندگان استفاده مي شود. اجزاي فيبري نمونه ها با روش هاي رايج اندازه گيري شدند. نيتروژن غير پروتئيني (A)، نيتروژن با تجزيه پذيري سريع (B1)، نيتروژن با تجزيه پذيري متوسط (B2)، نيتروژن با تجزيه پذيري آهسته (B3) و نيتروژن غير قابل دسترس پروتئين خام (CP) بر اساس روش مدل پروتئين و کربوهيدرات ويژه کورنل به دست آورده شد. آناليز آماري و ضرايب همبستگي بين مواد فيبري و اجزاي نيتروژن براي تمامي نمونه ها انجام شد و داده ها در يک طرح کاملا تصادفي آناليز شدند. اجزاي فيبري و اجزاي نيتروژني نمونه هاي سبوس گندم بين گاوداري هاي مختلف، اختلاف معني دار داشتند (P<0.001). به جز در قسمت نيتروژن غيرقابل دسترس، در مقايسه با اعداد موجود در جدول هاي CNCPS براي سبوس گندم، نيتروژن غيرقابل دسترس، B3 و NDF بيشتر ولي پروتئين خام و نيتروژن غير پروتئيني تا اندازه اي کمتر ولي B2 به ميزان قابل توجهي کمتر بود. پروتئين خام برابر و فيبر کمتر تفاله چغندرقند در اين بررسي در مقايسه با گزارش هاي ديگر نشان دهنده فيبر محلول بيشتر و بنابراين دسترسي انرژي بيشتر در شکمبه در نمونه هاي جمع آوري شده بود. نيتروژن غير پروتئيني، B1 و نيتروژن غيرقابل دسترسي در تفاله چغندر به طور معني داري بيشتر از گزارش هاي ديگر بود. نتايج نشان داد که توجه به ترکيب شيميايي فرآورده هاي جانبي، پيش از جيره نويسي، براي به حداکثر رساندن بازدهي توليد ضروري است. كليد واژه:
|