معرفي نشانگرها و کاربرد آنها در اصلاح نژاد
 آرش جوانمرد
فارغ التحصيل رشته ژنتيک و اصلاح نژاد دانشگاه تهران
نشانگرهاي مورفولوژيك نشانگرهاي مورفولوژيك به علائمي گفته ميشود كه بطور مستقيم در فنوتيپ دام و گياه قادرتشخيص و توارث پذير هستند از مثالهاي نشانگرهاي مورفولوژيك رنگ بدن گاو، وضعيت لالهِ گوش در گوسفند، نحوه اتصال ليگامانهاي پستان و وجود رگ پستاني بزرگ در گاو شيري را ميتوان نام برد. به عنوان مثالطول بيضه در دامهاي نر را به صفت كمي باروري مرتبط ميدانند، يا اندازهِ رگهاي پستاني را با صفتشيرواري مرتبط ميدانند، اگر چه نشانگرهاي مورفولوژيكي بطور سنتي در علوم زيستي مورداستفاده قرار گرفتهاند، ولي داراي محدوديتهاي اساسي هستند كه موجبات توجه محققين اين علوم به انواع ديگر نشانگرها را فراهم آورده است. نشانگرهاي مورفولوژيك ممكن است با سن دام مرتبطباشد و گاهي براي مشاهده و ثبت آنها لازم باشد منتظر ظهور آن ماند
نشانگرهاي سيتولوژيكي
در بسياري از موجودات زنده اعم از نباتات و حيوانات، تفاوتهايي در گسترهِ كروموزوم مشاهده ميشود. تلوسنتريكها، ايزوكروموزومها، جابجاييها، الگوهاي نواربندي، از اين گروهماركرها هستند
رحيمي (1374) به بررسي نواربنديG وCدر گاوهاي سيستاني و سرابي پرداخت و متوجه شد كه فقط كروموزومY در اين دو نژاد متفاوت است و همچنين هيچ جابجائي از نوع ربرتسوني درنمونههاي مطالعه شده اين دو نژاد مشاهده نگرديد
نشانگرهاي فيزيولوژيكي
مطالعات بر روي توليد شير نشان ميدهد كه افزايش توليد با افزايش سطح هورمون رشدپلاسماي خون همراه است. پس غلظت هورمون رشد در پلاسما به عنوان يك ماركر فيزيولوژيكبراي توليد شير محسوب ميشود. در گاوهاي شيرده در مقايسه با گاوهاي گوشتي ميزان هورمونرشد در خون بيشتر است و جريان عناصر غذايي بسوي غدد پستاني جهت سنتز شير وجود دارد.
يوسفي سياهلكردي (1372) به بررسي غلظت ميزان ترشح هورمون پرولاكتين و هورمون رشد در نژادهاي گلپايگاني سرابي، سيستاني و هلشتاين پرداخت. اختلاف غلظت هورمون رشد در گاو سيستاني و هلشتاين معنيدار نبود ولي اختلافغلظت هورمون رشد درگاوسيستاني با نژاد گلپايگاني و سرابي معنيدار بود عيب نشانگرهاي فيزيولوژيك اينست كه در حالتهاي شوك و تنش عصبي دردگرسنگي تغيير كنند. مثلا شوك از طريق تاءثير كوتكولامين بر روي هيپوتالاموس موجب ازدياد ترشحهورمون رشد ميگردد. يا ميزان هورمون رشد در جنس ماده به علت وجود استروژن بيشتر از جنسنر است. بنابراين اين نوع نشانگرها تحت تاءثير محيط داخلي حيوان قرار ميگيرند
نشانگرهاي پروتئيني
در سال 6691 براي اولين بار بررسي گستردهاي دربارهِ پلي مورفيسم پروتئينها در جمعيتهاي طبيعي مگسهاي سركه با بكارگيري الكتروفوز بر روي ژل صورت گرفت، در 5/ 8PH=_ تمامشاخههاي جانبي اسيدي و بازي پروتئين فعال و باردار ميشود. بنابراين پروتئينها براساس كل بارخالص الكتريكي و اندازه مولكول كه براي هر يك معين و ويژه است و با سرعت معيني كه به اين دوعامل بستگي دارد بطرف قطب مثبت حركت مينمايند. چنين برآورد شده است كه بين 20 الي 50 درصد ژنها حاوي اطلاعات رمز پروتئينها در يك موجود هستند. تنوع و گوناگوني يك پروتئين معينانعكاس جابجائي و جايگزيني اسيدهاي آمينه در زنجيرهِ پليپپتيد است. جابجائي اسيدآمينه درپروتئين، بار الكتريكي پروتئين و در نتيجه حركت آنرا در سيستم الكتروفوز بر حسب نوع و تعداداسيدآمينههاي جابجا شده تغيير ميدهد.
اولين مطالعه نشانگر پروتئيني در سال 1976 توسطThoms وBunchبر روي گوسفندايراني صورت گرفته است. آنان به مطالعه پروتئين ترانسفرين و هموگلوبين، پروتئين متصل بهويتامينD و آنتيژن پلاسمينوژن در جمعيت گوسفندان بومي ايران پرداختند . فغاني (1379)از نشانگرهاي پروتئيني براي بررسي تنوع ژنتيكي گاوهاي هلشتاين، سرابي و گلپايگاني استفادهنمود Esmaoil Khanian(1999) از نشانگرهاي پروتئيني آلبومين و ترانسفرين و آلكالين استراز وپنج گروه خوني در طيور بومي ايران استفاده نمود عيوب نشانگرهاي پروتئيني عبارتند از:
- روشهاي رنگ آميزي آنها چندان زياد نيست.v